تعریف:
انجمن توراسیک آمریکا دیسپنه رو اینطور تعریف کرده: «یه تجربهی ذهنی از سختی یا ناراحتی در نفس کشیدنه که میتونه حسهای مختلفی داشته باشه و شدت اون هم از فردی به فرد دیگه فرق میکنه».
دیسپنه در واقع یه علامته، نه یه نشونهی قابل مشاهده، و فقط هم خود فرد میتونه اون رو حس کنه و توضیح بده. یعنی هیچکس جز خود شخص نمیتونه دقیقاً بگه که اون حس تنگی نفس چطوریه! در عوض، چیزهایی مثل تند شدن تنفس (تاکیپنه)، استفاده از عضلات کمکی برای نفس کشیدن، یا کشیده شدن پوست بین دندهها، از جمله نشونههایی هستن که پزشکها میتونن ببینن و اندازهگیری کنن.
دیسپنه چیزیه که خیلیها تجربهاش میکنن. طبق گزارشها، حدود نصفِ بیمارایی که بستری هستن و تقریباً یکچهارم بیمارای سرپایی دچار دیسپنه میشن. توی جامعهی عمومی هم شیوعش بین ۹ تا ۱۳ درصده، ولی وقتی سن افراد به ۷۰ سال و بالاتر میرسه، این عدد میتونه تا حدود ۳۷ درصد بالا بره.
این روزها حتی گقته میشه که شدت دیسپنه ممکنه حتی بهتر از حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV1) بتونه پیشبینی کنه که بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD) چه پیامدهایی ممکنه داشته باشه.
دیسپنه میتونه دلایل مختلفی داشته باشه؛ از مشکلات ریوی گرفته تا مسائل قلبی یا حتی عصبی. گاهی بررسی دقیق نوع و کیفیت علائمی که فرد تجربه میکنه، میتونه سرنخی بده از اینکه علت اصلی یا مکانیسم زمینهای این مشکل چیه. البته در بیشتر موارد، برای رسیدن به تشخیص دقیق، انجام آزمایشهای تکمیلی هم لازمه.
یک نکته داخل پرانتز براتون بگم که براتون ملموس باشه چون همه خیلی از بیمار هاش رو دیدید، اون هم دیسپنه طی کروناست که با شیوع ویروس کرونا (SARS-CoV-2) و ادامهدار بودن علائم پساکووید در خیلی از بیمارا، توجه بیشتری به دیسپنه شده و بررسی این علامت اهمیت بیشتری پیدا کرده.
خب میخوایم باهم یکسری تشخیص های افتراقی که باعث دیسپنه میشن رو بخونیم ( با توجه به اینکه الان به طور کلی داریم راجع به ریه صحبت میکنیم سعی میکنیم از دسته های دیگه فقط موارد مهم و شایعش رو بگیم).
راستی تا یادم نرفته بگم که الان بیشتر روی دیسپنه مزمن تمرکز داریم یعنی اون نوعی از تنگی نفس که بیشتر از یه ماه ادامه پیدا میکنه. این حالت میتونه دلایل خیلی متنوعی داشته باشه، ولی شایعترین علتهاش معمولاً مربوط به بیماریهای ریوی یا قلبی هستن، که حدود ۸۵٪ از موارد دیسپنه رو شامل میشن؛ با این حال، حدود یکسوم از بیمارها ممکنه چند دلیل همزمان برای دیسپنه داشته باشن. از طرفی، تعداد زیادی از افراد هم بعد از ابتلا به کووید، بهعنوان بخشی از سندرم پساکووید، دچار دیسپنه میشن.
هاریسون تأکید میکند که دیسپنه مزمن معمولاً چندعاملی است، و در بیماران سالمند ممکن است همزمان ترکیبی از کاهش ظرفیت تهویهای، نارسایی دیاستولیک، آنمی و کاهش ظرفیت عضلات محیطی دیده شود.
علتهای مربوط به دستگاه تنفسی شامل بیماریهای راههای هوایی مثل آسم و COPD هستن، و همچنین بیماریهای پارانشیم ریه که در دیسپنه مزمن، بیشتر با بیماریهای بینابینی ریه سروکار داریم.
مثلاً بعضی فرآیندهای پرشدگی آلوئولی مثل پنومونیت حساسیتی یا پنومونی سازمانیافته انسدادی برونشیولها (BOOP)، ممکنه با همین حس تنگی نفس ظاهر بشن. همینطور بیماریهایی که دیواره قفسه سینه رو تحت تأثیر قرار میدن، مثل ناهنجاریهای استخوانی (مثلاً کیفواسکولیوز) یا هر شرایطی که باعث ضعف عضلات تنفسی بشه هم میتونه دیسپنه بده!
از طرف دیگه، بیماریهایی که عروق ریوی رو درگیر میکنن مثل فشار خون ریوی یا ترومبوآمبولی مزمن هم میتونن زمینهساز دیسپنه باشن، چون جریان خون در ریهها رو مختل میکنن.
یکسری بیماری قلبی عروقی هم باعث دیسپنه میشه که چندتا از موارد خیلی مهمش بیماری عروق کرونر ، پریکاردیت و تامپوناد هست.
راستی این رو هم به صورت نکته گوشه ذهنت داشته باش که آنمی هم میتونه باعث دیسپنه بشه!
دیسپنه همچنین میتواند ناشی از اختلالات عملکرد مرکزی کنترل تنفس باشد، مثل اضطراب، حملات پانیک، یا سندرم تهویه بیش از حد مزمن (chronic hyperventilation syndrome)، که در آنها هیچ نقص فیزیولوژیکی واضحی در ریه یا قلب وجود ندارد.
در بیماران مبتلا به سندرم پساکووید، مکانیسم دیسپنه معمولاً چندعاملی است — شامل التهاب پایدار اندوتلیال، کاهش ظرفیت انتشار گاز (DLCO)، و گاهی اختلال در تنظیم مرکزی تنفس. حتی در بیماران با یافتههای طبیعی در CT یا اسپیرومتری، دیسپنه ممکن است به علت عدم هماهنگی عصبی-عضلانی باقی بماند.
رویکرد به دیسپنه:
خب این همه که گفتیم که آقا دیسپنه چیه؟ چی باعثش میشه؟ و … برای این بود که آخرش برسیم به اینجا؛ یعنی این که ببینیم چه رویکردی باید به یک مریض با دیسپنه داشته باشیم؟ اصلا باید چیکار بکنیم ؟ به چه ترتیبی پیش بریم؟؟؟؟
تشخیص علت دیسپنه، با توجه به اینکه ممکنه از فرآیندهای زمینهای خیلی متنوعی ناشی بشه، گاهی واقعاً چالشبرانگیزه. یه روش مرحلهبهمرحله میتونه کمککننده باشه: اول با گرفتن شرح حال دقیق و انجام معاینه فیزیکی شروع میشه، بعدش آزمایشهای آزمایشگاهی انتخابشده انجام میشن، و اگه لازم باشه، بررسیهای تخصصیتر هم صورت میگیره و حتی ممکنه بیمار به فوقتخصص ارجاع داده بشه تا علت اصلی دیسپنه مشخص بشه.
: توصیف بیمار از کیفیت دیسپنه (مثل “نمیتونم نفس عمیق بکشم”، “نفستنگی هنگام تلاش”، “فشار روی قفسه سینه”) میتونه نوع فیزیولوژیک درگیر رو مشخص کنه؛ مثلاً حس «نفس ناکامل» در اختلالات تهویهای، و حس «تلاش بیشازحد» در بیماریهای عضلانی یا محدودکننده دیده میشن
با این حال، یه نکته مهم و ناراحت کننده اینه که بعضی از بیمارها حتی بعد از درمان علت زمینهای، همچنان دچار دیسپنه پایدار میمونن، یا ممکنه اصلاً هیچ علت مشخصی برای دیسپنهشون پیدا نشه.(☹)
یک چیزی در مورد مریض هایی که با دیسپنه میان بگم؟ میگم .در کل، وقتی بیماری دچار دیسپنه میشه برای اولین بار یا دیسپنهی نه چندان عزیز مسبوق به سابقه اش شدیدتر میشه اولین کاری که پزشکها میکنن اینه که ببین طرف از قبل سابقهی مشکل ریوی، قلبی یا نوروموسکولار داشته یا نه! حالا اگر مشکل داشته آیا همون بیماری قبلی بدتر شده یا اینکه یه مشکل جدیدی به وجود اومده که باعث تنگی نفس شده؟!🤔
اما اگه فردی هیچ سابقهی مشخصی از بیماریهای زمینهای نداره، تمرکز ارزیابی اولیه میره سمت پیدا کردن علت اصلی دیسپنه یعنی همون اتیولوژی زمینهای.🕵
پیدا کردن علت دقیق خیلی مهمه، چون نوع درمان کاملاً بستگی به اون داره و ممکنه از یه بیمار تا بیمار دیگه کاملاً فرق کنه. شرح حال دقیق و معاینهی فیزیکی همچنان پایهی اصلی ارزیابی هستن، و بعدش اگه لازم باشه، آزمایشهای تشخیصی اولیه انجام میشن. اگه باز هم علت دیسپنه مشخص نشه، ممکنه بیمار به فوقتخصصهایی مثل ریه، قلب، نورولوژی، یا کلینیکهای تخصصی دیسپنه ارجاع داده بشه.
من باز یک چیزی داخل پرانتز اضافه کنم؛ میدونم اساتید محترممون تا حالا ۱۰۰۰ بار گفتن ولی من میخوام برای مرتبه ۱۰۰۱ بگم : آقا این شرح حال رو سفت بچسب که خیلی مهمه ! بخش عمده ای از مسیر تشخیص شما با همین شرح حال پیش میره! شما شرح حال خوبی نگیری و اشتباه کرده باشی ، کل روند تشخصیت اشتباه میشه چون شرح حال راهنمای شما در مسیر تشخیص هست، درست مثل کسی که وسط بیابون ولش کردن و بهش یک قطب نما دادن که باهاش مسیرش رو پیدا کنه؛ اگر قطب نما سالم باشه که فبها المراد اما اگر خدایی نکرده خراب باشه این دوست عزیزمون میره قاطی باقالی ها!😱🤦
خب بریم سراغ روند بررسی مون:
اول از همه و مهمتر از همه
شرح حال:
برای ارزیابی درست دیسپنه، خیلی مهمه که از خود بیمار بخوایم با کلمات خودش توضیح بده که این ناراحتی تنفسی رو چطور حس میکنه. اینکه مثلاً تو چه حالتی بدتر میشه، با تغییر وضعیت بدن، عوامل بهبود دهنده و بدتر کننده، عفونت و … .همهی اینا میتونن سرنخهایی بدن که کمک کنن علت اصلی دیسپنه رو بهتر بشناسیم.
مثلاً اگه کسی حس فشار یا فشردگی توی قفسه سینه داشته باشه، ممکنه نشونهای از انقباض برونش ها باشه. یا اگه احساس کنه نمیتونه نفس عمیق بکشه، شاید با هایپرانفلاسیون دینامیک در COPD در ارتباط باشه. ارتوپنه(همون تنگی نفس موقع دراز کشیدن)میتونه نشونهای از نارسایی قلبی، مشکل دیافراگم در افراد چاق، یا حتی آسمی باشه که با رفلاکس مری تحریک شده.
اگه دیسپنه بهصورت حملات حاد و گاهبهگاه بروز کنه، ممکنه مربوط به ایسکمی قلبی، برونکواسپاسم یا آمبولی ریوی باشه. ولی اگه دیسپنه مزمن و پایدار باشه، بیشتر احتمال داره که با COPD، بیماریهای بینابینی ریه یا ترومبوآمبولی مزمن در ارتباط باشه.
همچنین باید حواسمون به عوامل خطر مثل داروهایی که ممکنه به ریه آسیب بزنن یا شرایط شغلی خاص و همینطور سابقهی بیماریهای قلبی مثل بیماری عروق کرونر باشه.
اگه بیمار از پلاتیپنه( همون تنگی نفس در حالت نشسته یا ایستاده که با دراز کشیدن بهتر میشه) شکایت کنه باید به احتمال وجود میکسوم دهلیز چپ یا سندرم کبدی-ریوی فکر کنین
پلاتیپنه-ارتودوکسیا از نشانههای اختصاصی shunt راست به چپ در سطح قلب یا ریه است؛ در سندرم کبدی-ریوی، اتساع مویرگهای ریوی در نواحی تحتانی ریه منجر به هیپوکسمی وضعیتی میشود.
معاینه فیزیکی:
حالا که شرح حالمون رو کامل کردیم نوبت اینه که آستین ها رو بالا بزنیم و بریم سراغ؟ آفرین! معاینه فیزیکی.
علائم حیاتی که مریض باهاش مراجعه میکنه تو تشخیص کمک میکنن؛ به طور مثال تب میتونه نشون دهنده عامل عفونی باشه!
ارزیابی اولیه شامل بررسی نرخ تنفس، الگوی تنفس (مثل تنفس Kussmaul یا Cheyne–Stokes)، اشباع اکسیژن، و علائم حیاتی پایه است. تنفس Kussmaul معمولاً نشانهی اسیدوز متابولیک شدید (مثل DKA) است، در حالی که Cheyne–Stokes ممکن است در نارسایی قلبی یا آسیب ساقه مغز دیده شود.
معاینه فیزیکی بهتره همزمان با گفتوگو با بیمار شروع بشه. اگه بیمار نتونه بدون مکث و نفسگیری، یه جملهی کامل رو بگه، ممکنه نشونهای باشه از اینکه یا مرکز کنترل تنفسش تحریک شده، یا پمپ تهویهی بدنش درست کار نمیکنه و ظرفیت حیاتی کاهش پیدا کرده.
یه سری نشونههای دیگه هم هستن که میتونن کمک کنن بفهمیم بدن داره برای نفس کشیدن بیشتر تلاش میکنه مثل کشیدگی بالای ترقوه، استفاده از عضلات کمکی برای تنفس، یا حالتی که بهش میگن «سهپایه»؛ یعنی بیمار میشینه و دستهاشو روی زانوهاش تکیه میده تا راحتتر نفس بکشه. اینها معمولاً نشون میدن که راههای هوایی مقاومت بیشتری پیدا کردن یا اینکه ریهها و دیواره قفسه سینه سفت شدن.
پزشک باید با دقت به نرخ تنفس بیمار توجه کنه و پالس پارادوکسیک رو هم بررسی کنه. اگه فشار سیستولیک موقع دم بیش از ۱۰ میلیمتر جیوه افت کنه(همون پالس پارادوکسیکه)، این میتونه یه نشونه باشه که باید احتمالهایی مثل COPD، آسم حاد، یا بیماریهای مربوط به پریکارد (پرده اطراف قلب) رو در نظر داشت.
حالا اومدیم و باز هم نتونستیم تشخیص قطعی بگذاریم حالا باید چیکار کنیم؟ بععععله نوبت تست های پاراکلینکی هست که شامل تصویر برداری ، تست آزمایشگاهی میشه. البته بهتون بگم دوستان این تست ها رو در چند فاز بسته به نیاز انجام میدهند که از تست های غیرتهاجمی تر و رایج تر فاز یک شروع میشه، در فاز دو وارد تست های تهاجمی تر میشیم و در نهایت تست فاز سه را انجام میدهیم .
تصویر برداری قفسه سینه و تست های آزمایشگاهی :
در رادیوگرافی، هایپرانفلاسیون( پرشدن بیشازحد ریهها از هوا)معمولاً با بیماریهای انسدادی ریه مثل COPD همخوانی داره. در مقابل، اگه حجم ریهها پایین باشه، ممکنه نشونهای از ادم بینابینی یا فیبروز باشه، یا اینکه دیافراگم درست کار نکنه، یا دیواره قفسه سینه بهخوبی حرکت نکنه.
نمای رادیولوژیک اولیه در دیسپنه حاد باید همیشه برای افتراق بین ادم ریه، آمبولی ریوی، پنوموتوراکس و عفونت استفاده شود. در مواردی که رادیوگرافی طبیعی است ولی علائم پایدارند، CT HR (high-resolution CT) توصیه میشود.
پارانشیم ریه هم باید از نظر وجود بیماریهای بینابینی، ارتشاحها یا آمفیزم بررسی بشه. اگه عروق ریوی در نواحی بالایی ریه برجسته باشن، این میتونه نشوندهنده افزایش فشار در وریدهای ریوی باشه. از طرف دیگه، اگه شریانهای ریوی مرکزی بزرگ شده باشن، ممکنه نشونهای از فشار خون شریانی ریوی باشه.
افیوژنهای پلور دوطرفه اغلب در نارسایی قلبی (CHF) یا بعضی بیماریهای کلاژن-عروقی دیده میشن. ولی اگه افیوژن فقط در یک طرف باشه، احتمالهایی مثل سرطان یا آمبولی ریوی مطرح میشن، گرچه در نارسایی قلبی یا افیوژنهای پارانومونیک هم ممکنه دیده بشن.
سیلوئت (Silhouette) قلب نمای کلی قلب در تصویربرداری (مثلاً در عکس قفسه سینه)؛ شامل شکل، اندازه و مرزهای قلبه. اگه سیلوئت قلبی بزرگتر از حد معمول دیده بشه، باید به بیماریهایی مثل کاردیومیوپاتی اتساعی یا مشکلات دریچهای قلب فکر بکنیم.
اگر باز هم تشخیص نامعلوم بود تست هایCBC، اسپیرومتری یا حتی ECG رو هم ممکنه در فاز اول ارزیابی پاراکلینیکمون انجام بدیم.
در تست های دیگه:
بررسی هماتوکریت کمک میکنه اون آنمیه که گفتم بهتون رو رد یا تایید کنیم!
پنل متابولیک مریض و بررسی گاز های شریانی هم میتونه کمک کننده باشه. مثلا اسیدوز متابولیک میتونه دیسپنه ایجاد کنه ، به طور معکوس بیکربنات بالا هم میتونه باعث احتباس کربن دی اکسید بشه!
الکتروکاردیوگرافی (برای بررسی هیپرتروفی بطنی یا سابقهی سکتهی قلبی) و اسپیرومتری (برای تشخیص نقص تهویهای انسدادی یا محدودکننده) انجام میشن. اگه لازم باشه، ممکنه آزمایشهای پیشرفتهتر عملکرد ریوی هم مثل اندازهگیری حجمهای ریه، ظرفیت انتشار گاز، یا حتی تستهای نوروموسکولار درخواست بشه.
اکوکاردیوگرافی هم وقتی شک به اختلال سیستولیک، فشار خون ریوی یا بیماریهای دریچهای قلبی وجود داشته باشه، کاربرد داره.
برای بیمارایی که علائم متناوب دارن و مشکوک به آسم هستن ولی معاینه و اسپیرومتریشون طبیعی بوده، تست تحریک برونشی یا پایش جریان اوج در منزل میتونه کمککننده باشه چون تا یکسوم از کسایی که تشخیص بالینی آسم دارن، ممکنه توی تستهای رسمی نشونهای از بیماری واکنشی راههای هوایی نداشته باشن.
در نهایت، اندازهگیری BNP (پپتید ناتریورتیک مغزی) در سرم، بهطور فزایندهای برای بررسی نارسایی قلبی در بیمارایی که با دیسپنه حاد مراجعه میکنن، استفاده میشه. البته که BNP ممکنه در فشار بطنی راست هم بالا بره.
اگر بیمار شواهدی از بیماری ریوی و قلبی همزمان داشته باشه که به درمان پاسخ نمیدن یا مشخص نیست کدوم عامل بهطور اولیه موجب دیسپنه شده ،سراغ فاز سوم تست ها میریم و از تست ورزش قلبیریوی (CPET) برای تعیین اینکه کدام دستگاه مسئول محدودیت در فعالیت است، استفاده میکنیم.
تست ورزش با تحلیل تبادل گاز یا همون CPET، یه روش پیشرفتهست که کمک میکنه بفهمیم منشأ دیسپنه از کجاست؟ریه، قلب، یا چیز دیگه. توی این تست، بیمار روی دوچرخهثابت یا تردمیل ورزش میکنه، و همزمان تهویه و تبادل گازهای تنفسی اندازهگیری میشن. گاهی هم فشارهای عروقی ریوی و برونده قلبی بررسی میشن، که میتونه بهصورت غیرتهاجمی یا حتی تهاجمی باشه.
پارامترهای کلیدی در CPET شامل VO₂max، VE/VCO₂ slope و O₂ pulse هستن. کاهش VO₂max با VE/VCO₂ بالا معمولاً نشانهی بیماری قلبیعروقی یا ریوی است، در حالی که VE/VCO₂ طبیعی با VO₂max پایین میتونه نشانگر deconditioning یا اضطراب باشد.
اگه بیمار موقع ورزش به تهویه حداکثری پیشبینیشده برسه، یا نشونههایی مثل افزایش فضای مرده، افت اکسیژن خون (هیپوکسمی)، یا برونکواسپاسم دیده بشه، احتمال زیاد منشأ مشکل از دستگاه تنفسیه.
اما اگه ضربان قلب از ۸۵٪ حداکثر پیشبینیشده بیشتر بشه، آستانه بیهوازی زودتر از انتظار ظاهر بشه، فشار خون موقع ورزش خیلی بالا یا پایین بره، پالس اکسیژن کاهش پیدا کنه (یعنی مصرف اکسیژن نسبت به ضربان قلب کم بشه)، یا نوار قلب نشون بده که ایسکمی وجود داره، اونوقت باید به اختلال در دستگاه قلبیعروقی شک کرد.
تو این موقعیت باید ارجاع به اساتید متخصص و فوق تخصصی رو هم در نظر داشته باشی !
هاریسون توصیه میکند که رویکرد به دیسپنه بر اساس زمان شروع (حاد، تحتحاد، مزمن) و وجود علائم همراه مانند درد قفسه سینه، خسخس یا تب طبقهبندی شود. این تقسیمبندی در تشخیص افتراقی سریعتر و اولویتبندی تستها نقش کلیدی دارد.
این هم یک نمودار جمعبندی برای رویکرد و نحوه انجام تست هامون در برابر دیسپنه: 
درسته که رویکردی که بالاتر گذاشتم یکمی شاید طولانی باشه اما انصافا به درد بخوره و راه و چاه افتراق یکسری موارد مهم که دیسپنه میدن رو بهت نشون میده.
خب میرسیم به خان هفتم داستان یعنی درمان دیسپنه؛ بریم که حلواش رو بخوریم:
درمان:
اولین هدف در برخورد با دیسپنه اینه که علت یا علتهای زمینهایای که باعثش شدن رو شناسایی و تا حد امکان اصلاح کنیم—یعنی اگه مشکلی وجود داره که قابل درمانه، باید براش درمان مناسب در نظر گرفته بشه. چون دیسپنه معمولاً چندعاملیه، ممکنه لازم باشه چند مداخله همزمان انجام بشه تا وضعیت بیمار بهتر بشه.
اما اگه نتونیم بهطور کامل دیسپنه رو با درمان علت زمینهای برطرف کنیم، تمرکز میره روی کاهش شدت این علامت و کمکردن تأثیرش روی کیفیت زندگی بیمار یعنی کمک کنیم فرد راحتتر نفس بکشه، فعالیتهای روزمرهش رو بهتر انجام بده، و احساس بهتری داشته باشه.
هدف اصلی درمان تسکینی در دیسپنه، کاهش drive تنفسی بیشفعال (overactive respiratory drive) و اصلاح mismatch بین تهویه موردنیاز و تهویه واقعی است
وقتی اشباع اکسیژن خون در حالت استراحت به ۸۸٪ یا کمتر برسه یا حتی موقع فعالیت یا خواب به این سطح افت کنه؛ تجویز اکسیژن مکمل ضروری میشه. این موضوع بهویژه در بیماران مبتلا به COPD اهمیت داره، چون مطالعات نشون دادن که اکسیژن مکمل در افراد دچار هیپوکسمی میتونه باعث افزایش طول عمر بشه.
همچنین یکسری برنامههای توانبخشی ریوی داریم که میتونن شامل ورزشهای ساده و قابلدسترس مثل یوگا یا تایچی باشن که تأثیرات مثبتی روی کاهش دیسپنه، افزایش توانایی فعالیت، و حتی کاهش نرخ بستریشدن بیمار دارن.
در بعضی مطالعات، اپیوئیدها تونستن علائم دیسپنه رو کاهش بدن بیشتر از طریق کمکردن حس کمبود هوا، که احتمالاً بهخاطر سرکوب محرکهای تنفسی و اثرگذاری روی فعالیتهای قشری مغزه؛ البته مطالعات جدیدتر همین رو هم رد کرده. نتیجه منطقی به بیمارانتون بگید معتاد نشن چون فایده ای نداره .😁😁